جملات زیبا از کتاب جنایت و مکافات

هرچه شب تاریک‌تر، ستاره‌ها روشن‌تر و غم و اندوه عمیق‌تر باشد، خدا نزدیکتر است!

درد و رنج همیشه برای یک هوش بزرگ و یک قلب عمیق اجتناب‌ناپذیر است. فکر می‌کنم مردان بزرگ باید اندوه بزرگی بر روی زمین داشته باشند.

انجام عمل هوشمندانه به چیزی بیش از هوش نیاز دارد.

برداشتن یک گام و بیان‌کردن یک کلمه جدید، همان چیزی است که مردم بیش از همه از آن می‌ترسند.

وقتی عقل شکست بخورد، شیطان کمک می‌کند!

هرچه بیشتر بنوشم بیشتر احساس میکنم؛ این دلیل من است! سعی می‌کنم در نوشیدن همدلی و احساس پیدا کنم. من می‌نوشم تا شاید دوبرابر بیشتر رنج ببرم!

چه فکر می‌کنید، آیا یک جرم کوچک توسط هزاران عمل خوب از بین نمی‌رود؟

نمی‌دانید که خشم ممکن است انسان را به چه حدی از نفهمی برساند!

هر دوی آنان را عشق احیا کرده بود. قلب هر یک برای دیگری سرچشمه ای لایزال از زندگی بود.

هرگز نه از صد خرگوش اسبی درست می‌شود و نه از صد سوءظن شاهدی واقعی.

قدرت فقط نصیب کسانی می‌شود که همت کنند آن را بگیرند. تنها چیزی که در این میان اهمیت دارد، داشتن جرئت و شهامت است!

واجب است که هر انسانی لااقل کسی را داشته باشد که برای او دلسوزی کند! (جنایت و مکافات — صفحه ۴۰)

تقریبا هر جنایت‌کاری، در حین جنایت دستخوش نوعی ضعف اراده و فکر می‌گردد. یعنی درست هنگامی که بیش از هر چیز احتیاج بع تعقل و احتیاط است، اراده و فکر روشن جای خود را به‌نوعی سبکسری عجیب بچگانه‌ای می‌دهد. (جنایت و مکافات — صفحه ۱۱۶)

جملات زیبای کتاب جنایت و مکافات

برای شناختن اشخاص لازم است آنها را مدتها تحت مطالعه قرار داد

در غیر اینصورت ممکن است انسان مرتکب اشتباهی شود که جبران آن مشکل باشد.

**********

چه چیز می تواند در نظر من شگفت انگیزتر. نامنتظرتر و غیر حقیقی تر از خود حقیقت باشد ؟

جملات زیبای کتاب جنایت و مکافات

مردم از چه چیز بیشتر می ترسند ؟

از قدم تازه و از سخن تازه و بدیع خود بیش از همه چیز می ترسند.

**********

این نکات کوچک از همه مهمترند.

همین امور کوچک است که همیشه همه چیز را خراب میکند.

**********

آقای عزیز. نداشتن گناه نیست و این حقیقتی است مسلم.

**********

هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد.

چون مواردی پیش می آید که حتما لازم است انسان بتواند به یک جا. به هر کجا که باشد. برود

زیباترین جملات کتاب جنایت و مکافات

آقا جان. آخر واجب است که هر انسانی لااقل کسی را داشته باشد که برای او دلسوزی کند!!!

زیباترین متنهای کتاب جنایت و مکافات

هر چه بیشتر می نوشم بیشتر احساس می کنم. به همین جهت هم می نوشم.

زیرا در این نوشیدن درد و عذاب می جویم. می نوشم چون می خواهم عذاب بکشم!

زیباترین متنهای کتاب جنایت و مکافات

سونیا! واقعا چه چاهی توانسته اند بکنند! و از وجود آن استفاده می برند!

البته استفاده می برند و عادت هم کرده اند. کمی گریسته اند و حالا خو گرفته اند.

زیباترین متنهای کتاب جنایت و مکافات

برای شناسایی هر کس باید با او برخورد تدریجی و با احتیاط داشت

تا دچار اشتباه و لغزش نشد که رفع آن بعدا کاری است دشوار.

زیباترین متنهای کتاب جنایت و مکافات

فقر که گناه نیست رفیق. ول کن. واضح است که ترقه تحمل فشار را ندارد.

شما لابد به دلیلی از ایشان آزرده خاطر شدید. و جلو خودتان را نتوانستید بگیرید!

۵. آدم همیشه قربانی محیط است، اگر خود جامعه بنیانی بهنجار داشته باشد همه جنایت‌ها یکباره ناپدید می شوند، چون دلیلی برای اعتراض باقی نمی ماند و همه بی درنگ درستکار می شود.

۶.روح زنده و واپس گراست!

۷. مقاله راسکولنیکوف درباره‌ی تقسیم مردم که به این شکل تعریف می‌شود:

تقسیم مردم به دو گروه عنصری یا عادی که فقط در خدمت تکثیر نوعشان هستند و خاص یعنی کسانی که از موهبت یا استعداد گفتن حرف تازه برخوردارند. گروه نخست همیشه ارباب حال و گروه دوم ارباب آینده

است.گروه نخست در پایداری جهان می‌کوشد و به شمار جهانیان می‌افزاید، گروه دوم جهان را حرکت می دهد و آن را به مقصد، راهنما می شود. هر دو گروه کاملا حق برابر برای زندگی دارند.

۸. نفرت انگیزترین چیز آن است که همیشه از چیزی اندوهگین هستید، نه، سرزمین پدری بهتر است. اینجا دست کم می توانید تقصیر این حالت روحی را به گردن کس دیگری بیاندازید و خودتان را توجیه کنید.

۹.سقف‌های کوتاه و اتاق های تنگ روح و ذهن را مچاله می کند.

۱۰.مردم هرگز عوض نمی شوند و هیچ کس نمی‌تواند آنها را از نو بیافریند و به زحمتش نمی‌ارزد. بله این حقیقت است این قانون آنهاست. کسی که ذهن و روح ‌اش نیرومند است بر آنها حکومت خواهد کرد.

کسی که زیاد جرئت به خرج دهد به چشم آنها حق دارد کسی که بتواند به بزرگترین چیز تف کند، قانون گذار آنها خواهد بود و کسی که بیشترین جرئت را داشته باشد از همه مهمتر است.

تا حالا این طور بوده و همیشه هم همین‌طور خواهد بود.

۱۱.قدرت فقط به کسی داده می‌شود که جرئت می کند خم شود و آن را بردارد، اینجا فقط یک چیز است و فقط یک چیز آدم فقط باید جرئت کند.

از جملات ساده و شاهکار کتاب:

۱۲.رنج را بپذیرید و و با آن خودتان را رستگار کنید.

۱۳. مکالمه راسکولنیکوف و سونیا در فصل‌های پایانی کتاب :

+اگر آدم کسی را بتواند از منظر منطق قانع کند که گریه کردن بی فایده است، دست از گریه بر می‌دارد. روشن است یا شما معتقدید که دست بر نمی‌دارد؟

راسکولنیکوف جواب داد : این طوری زندگی زیادی آسان می شد.

۱۴. باید برای قضاوت منصفانه درباره بعضی مردم، باید از پیش از پاره‌ای از عقاید از پیش انگاشته شده و از نگرش معمول خود به آدم‌ها و چیزهایی که معمولاً در پیرامون است دست کشید.

توهین هایی وجود دارد که با تمام حسن نیت نمی شود آن را فراموش کرد.

متنهای زیبایی از کتاب جنایت و مکافات

هر امری حدی دارد که گذشتن از آن خطرناک است زیرا یک بار که قدم از آن فراتر نهاده شد. بازگشت غیر ممکن می شود.

جملات زیبایی از کتاب جنایت و مکافات

کسی که عقلا و روحا محکم و قوی باشد. آن کس بر آنها مسلط خواهد بود!

کسی که جسارت زیاد داشته باشد. آن کس در نظر آنان حق خواهد داشت.

آن کس که امور مهم را نادیده بگیرد. بر آن تف بیاندازد. او قانونگذار آنان است.

کسی که بیشتر از همه جرات کند. او بیش از هر کس دیگری حق دارد!

**********

قدرت فقط نصیب کسانی می شود که جرات کنند خم شوند و آن را به دقت بگیرند.

در اینجا فقط یک چیز مهم است. یک چیز: باید فقط جرات داشت!

**********

مگر من پیرزن را کشتم ؟ من خودم را کشتم. نه پیرزن را!

با این کار پدر خودم را برای همیشه درآوردم!… اما پیرزن را شیطان کشت. نه من… .

**********

هرگز نه از صد خرگوش اسبی درست می شود و نه از صد سوء ظن شاهدی واقعی.

**********

می دانید من شما را چگونه آدمی میشناسم ؟

یکی از آنهایی می دانم که اگر به خدا یا چیزی ایمان یابید.

حتی اگر جگرتان را درآورند. باز خواهید ایستاد و با تبسم به زجر دهندگان خود نگاه خواهید کرد.

خوب. پس آن ایمان را بیابید تا زندگی کنید.

**********

در فرار نکبت و سختی است.

**********

مصیبت کشیدن کار بزرگی است. نگاه نکنید که فربه و به ظاهر تن پرور شده ام.

مهم نیست. به حرف هایم نخندید. می دانم که در تحمل مصیبت فکر مهمی نهفته است.

**********

غریق به کاهی هم چنگ می زند.

متنهای زیبایی از کتاب جنایت و مکافات نوشته داستایوفسکی

آیا می دانید که زنان ممکن است تا چه پایه ندانسته کسی را دوست بدارند ؟

**********

چون قلب دختر جوانی احساس دلسوزی کند. معلوم است که خطر بزرگی متوجه اوست.

آن وقت حتما خواهد کوشید غرقه را نجات دهد و سر عقل آورد.

که احیایش کند و در او هدف های شریف تر به وجود آورد و برای زندگی و فعالیت تازه جانی به او ببخشد.

**********

او تشنه ی مصیبت است و منتظر است تا به جای کسی رنجی را تحمل کند و هر چه زودتر هم چنین کند.

و الا اگر مصیبتی نصیبش نشود. شاید خود را از پنجره به بیرون افکند.

**********

در آغاز آشنایی انسان همیشه قدری سبکسر و کوته بین است.

اشتباه می اندیشد و حقیقت را دیگرگون می بیند.

کتاب جنایت و مکافات

http://www.codetools.ir/backlink.html